الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

522

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

خوبى مىزدى چنان بودى كه خداى عَزو جل فرموده است « اعمال صالح و نا صالح را بهم آميختند » . ولى تو چنانى كه خداوند مىفرمايد : « چنين نيست كه آنها مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است ! » آنچه بين آن حضرت و ابن عاص گذشت 1 - ابن عبدربّه مىگويد : حسن بن على عليهما السلام نزد معاويه رفت ، عمرو به معاويه گفت : يا اميرالمؤمنين ! حسن لكنت زبان دارد ، چه خوب بود كه او را وادار مىكردى تا به منبر برود و سخن بگويد و مردم حرفهاى او را بشنوند و بر او خورده بگيرند و از چشم ايشان بيفتد ! سرانجام معاويه پيشنهاد كرد و امام حسن عليه السلام به منبر رفت و سخن گفت و نيكو سخن گفت ، سپس فرمود : « اى مردم : اگر براى پيامبرتان ما بين شرق و غرب عالم را بگرديد تا پسرى براى آن حضرت پيدا كنيد جز من و برادرم كسى را پيدا نخواهيد كرد و من نمىدانم كه شايد آزمايشى براى شما باشد و بهره‌اى ناچيز تا آخر عمر ! » اين سخنان عمرو را ناراحت كرد و خواست سخن امام عليه السلام را قطع كند ، به وى گفت : اى ابومحمد ! خرماى تازه را تعريف كن ! فرمود : « آرى ، باد آن را بار ور مىكند و گرماى خورشيد آن را مىپزد و ماه آن را رنگ‌آميزى مىكند ! » گفت : ابامحمد ! مىشود رفع حاجت را شرح دهى ؟ فرمود : آرى ، مىروى ، جايى كه زمين هموار باشد و دور از چشم مردم ، نه رو به قبله و نه پشت به قبله باشى ، نمىتوانى با سرگين